همهٴ آثاري كه تاكنون ذكر شد به عربي نوشته شده بود. دو كتاب بعدي بهوسيلهٴ ايرانيان و بهفارسي نوشته شده. نظامي عروضي سمرقندي موٴلف يك مجموعهٴ ادبي به نام چهار مقاله است، كه در آن از وظايف كاتبان، شاعران، اخترشناسان، و پزشكان بحث ميكند. اين كتاب شامل حكايتهاي متعدد، و اشارهها به موضوعات گوناگون است، از جمله عقايد مربوط به سيرتكاملي. محمد بن محمود طوسي موٴلف عجايبالمخلوقات است. اين كتاب شامل موضوعاتي است كه ممكن است توجه طبيعيدانان را جلب كند.
3. يهوديان غربي. تنها اثر يهودي كه در اين بخش محتاج ذكر است ترجمهٴ آزادي از سوٴالات طبيعي آبلار است بهزبان عبري توسط برخياهه ـ نقدن. داستانهاي جانوران برخيا فقط به تاريخ ادبيات مربوط ميشود، ولي او جواهرنامهاي دربارهٴ 73 سنگ قيمتي نوشت. اين قديميترين جواهرنامهٴ عبري است كه ميشناسيم ــ اگر توصيف دوازده سنگ قيمتي سينهبند هارون را، كه موضوع بحث همهٴ تفسيرهاي عهد عتيق بود، به حساب نياوريم.
4. بازداري اسلامي و يهودي. قبلاً اهميت خاص رسالههاي مربوط به بازداري را خاطرنشان كردهام. شايد آنها معرف قسمت عمدهٴ معلومات جانورشناسي در قرون وسطا بودهاند؛ معلوماتي كه، بر خلاف آنچه در جانورنامهها نقل شده، تماماً كتابي و خرافي نيست، بلكه تجربي است. بدبختانه تعداد كمي از آثار متعدد عربي به موٴلفان معلومي نسبت داده شده، و تاريخ تعداد باز هم كمتري از آنها را ميتوان دقيقاً معلوم كرد. سهتا را پيدا كردهام كه عجالتاً ممكن است آنها را از نيمهٴ سدهٴ دوازدهم دانست، ولي به تحقيق بيشتري در اين باره نيازمنديم. موٴلف يكي ممكن است همان عمادالدين اصفهاني مورخ باشد.
آخرين بخش كتاب الاعتبار ابن منقذ منحصراً به بازداري و شكار اختصاص يافته، و داراي حكايتهاي فراواني است. اين قديميترين اثر عربي دربارهٴ بازداري است كه بهوسيلهٴ موٴلف معلومي نوشته شده. ابن منقذ در حدود 1182، در دمشق آن را تقرير كرده است.
گزارش مربوط به يك رسالهٴ عبري دربارهٴ بازداري از مقارن همان عصر، يعني 1197 ـ 1199، بسيار جالب است. بايد فرض كنيم كه اين رساله از عربي ترجمه شده، و بهاحتمال زياد از محصولات اسپانياست. همچنانكه در اين مورد معمول است، رساله نهفقط از نگهداري پرندگان سالم، بلكه از بيماريهايشان و طرز مداواي آنها هم بحث ميكند. بايد آن را در كنار آثار عربي مورد بررسي قرار داد.
رواج اين ورزش اشرافي در قلمرو مسيحي قانون سانچو ال سابيو (1180)، معلوم ميشود، كه ما بعداً بدان خواهيم پرداخت.
5. بيزانسي. در آثار يوناني آن عصر، چيزي نيست كه حتي رابطهٴ دوري با تاريخ طبيعي داشته باشد، جز احتمالاً اثر كوچك غريبي به نام پُريكولوگوس، كه ميتوان آن را از سدهٴ دوازدهم،